اصطلاحات انگليسي


bop

معنا : رفتن – چرخ زدن

 

Ex1. We were bopping around town, doing some shopping.

برای کمی خرید، داشتیم اطراف شهر چرخی می زدیم.

 

Ex2. We spent the afternoon just bopping around town.

بعدازظهر را برای رفتن به اطراف شهر سپری کردیم

 

You can't have it both ways

معنا: هم خدا و هم خرما را خواستن

 

موقعیت: وقتی که شما نمی توانید از دو طرف قضیه سود یا منفعتی داشته باشید.

 

Ex. It's either me or her. You can't have it both ways!

یا من یا او؟ نمیتونی هم خدا رو بخای و هم خرما رو

 

it's) no bother)

Syn. No problem

معنا: مهم نیست

 

موقعیت کاربردی: وقتی کسی از اعمال یا گفته های کسی ناراحت یا عصبی نمیشه.

 

Ex. "Sorry to interrupt you." "That's okay, no bother."

"شرمنده مزاحم شدم. بسیار خوب، مهم نیست"

 

Sth is not brain surgery

معنا: شق القمر نیست

 

موقعیت کاربردی: وقتی میخواهین برای آسان بودن عملی تاکید کنبن و نیازی به قدرت فکر و نابغه بودن نیست

 

Ex. Running the microwave isn't exactly brain surgery.

راه اندازی مایکروویو دقیقا کار شق القمری نیست